الملا فتح الله الكاشاني

31

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

تهكم چنان كه گذشت و ثانى مبالغه است در وصف ايشان به شك و ريب در وقوع آخرت و عدم ازالهء آن از خود كه مستطاعست و ثالث صفة ايشان بعدم علم بكينونة قيامت و غير بصير به آن و اين هر دو اضراب مبالغه است در نفى علم و شعور ايشان و دلالت بر آنكه شعور ايشان بآخرت به اين وجه است كه شك دارند در آن بلكه بصيرت ندارند به آن و مجاهد گفته كه ادراك بمعنى تدرك است و ايراد آن به صورت ماضى جهة تحقيق وقوعست يعنى در روز قيامت نيك بدانيد امور آخرت را و آنچه امروز ندانستند بجهة آنكه آنجا مؤمن و كافر علم ضرورى خواهند داشت و به عين اليقين خواهند ديد ثواب و عقاب را و بنا بر اين اضرابين اخيرين از براى بيان حال ايشان است در دنيا يعنى ليكن در دنيا متشككند در وقوع آن بلكه علم به آن ندارند و بدانكه ادراك از باب افتعال است و حفص و نافع و ابن عامر و حمزه و كسايى ادراك ميخواند از باب تفاعل چه در اصل ادراك و تدارك بوده در اول تا را با دال كردند و دال را در دال ادغام كردند و در ثانى بعد از قلب تا به دال و ادخال همزهء مكسوره در اول آن بجهة آنكه ابتدا بساكن محالست و معنى ادراك انتهاء تكاملست و ادراك بمعنى تتابع و استحكام پس ادراك علمهم به اين معنى است كه متتابع و متلاحق شده و پى در پى رسيده علم ايشان تا آنكه كامل شده و راسخ كشته * ( وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * و گفتند آنان كه كافر شدند از روى انكار و استبعاد بسبب عدم تدبر و تفكر در ايات بينه و براهين واضحه بر حقية بعثت * ( أَ إِذا كُنَّا تُراباً ) * آيا چون گرديم ما خاك * ( وَآباؤُنا ) * و پدران ما نيز خاك شوند * ( أَ إِنَّا لَمُخْرَجُونَ ) * آيا ما بيرون آورده شدگانيم از گورها يا بدرآمدگانيم از مضيق فنا و در آمدگان بسعة حيات عامل در اذا فعل مقدر است كه أ إنا لمخرجون دالست بر آن اى اذا نخرج و نميتواند بود كه مخرجون باشد بواسطهء آنكه هر يك از همزه و ان و لام مانعند از عمل آن در ما قبل و تكرير همزه براى مبالغه است در انكار * ( لَقَدْ وُعِدْنا هذا ) * بدرستى كه وعده داده شده‌ايم اين حشر و نشر را * ( نَحْنُ وَآباؤُنا ) * ما و پدران ما * ( مِنْ قَبْلُ ) * پيش از وعدهء محمد ( ص ) تقديم هذا بر نحن اينجا بجهة آنست كه مقصود بالذات ذكر بعث است و تاخير آن در آيهء نحن و آباؤنا هذا بجهة آنكه مقصود به آن مبعوث است * ( إِنْ هذا ) * نيست اينوعده * ( إِلَّا أَساطِيرُ الأَوَّلِينَ ) * مگر افسانهاى پيشينيان يعنى مانند آنكه مجرد حرف و صوت است و حقيقتى ندارد و محض كذبست * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ( ص ) بايشان كه * ( سِيرُوا فِي الأَرْضِ ) * برويد در زمين اهل تكذيب چون ديار حجر و احقاف